الشيخ أبو الفتوح الرازي
275
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
* ( كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ) * . بعضى مفسّران گفتند : يونس چهل شبانه روز در شكم ماهى بود ، و بعضى دگر گفتند هفت شبانه روز ، و گفتهاند : سه روز . و در خبر است كه : خداى تعالى شكم ماهى بر او چون آبگينه كرد تا ماهى در هفت دريا بگرديد و او را بگردانيد تا او عجايب هفت دريا بديد . و خداى تعالى به خرق عادت حيات او بر جاى بداشت بى هواى لطيف كه او جذب كردى . چون ماهى به قعر دريا رسيد ، يونس - عليه السّلام - حسيسى شنيد ، گفت : اين چيست ؟ وحى آمد به او كه : اين آواز تسبيح دوابّ درياست ، او عند آن حال گفت : * ( لا إِله إِلَّا أَنْتَ ) * ، نيست بجز تو خداى خدايى ديگر . * ( سُبْحانَكَ ) * ، منزّهى تو از همه ناشايست و نابايست . * ( إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ) * ، من از جملهء ستمكاران بودهام ، و اين را چند وجه باشد . يكى آن كه : اين قول بر سبيل خضوع و خشوع و انقطاع گفت با خداى تعالى ، چنان كه در قصّه آدم بيان كرديم . دگر آن كه : روا بود كه يونس را مندوب كرده باشند با مقام كردن ، و ترك آن مندوب كرده بود ، پس ظالم نفس خود باشد به آن معنى كه نقصان ثواب كرده بود . و « ظلم » ، در لغت نقصان باشد من قولهم : ظلمه حقّه اذا نقصه ، و اين وجه هم در قصّهء آدم برفته است . وجه سيم ( 1 ) آن كه ، معنى آن باشد كه : من القوم الظَّالمين ، من از جمله آنانم كه ظلم كنند و ظلم بر ايشان روا بود ، و آن آدميان باشند ، چنان كه يكى از ما گويد : انّما انا بشر و البشر يخطي و يذنب ، معنى نه آن باشد كه او مخطى و مذنب باشد ، مراد كسر نفس خود باشد ، و بر اين وجه « من » تبيين باشد ، تبعيض نباشد . * ( فَاسْتَجَبْنا لَه وَنَجَّيْناه مِنَ الْغَمِّ ) * ، خداى تعالى گفت : ما اجابت كرديم او را و از غم برهانيديم . در خبر است كه صادق - عليه السّلام - گفت : عجبت ممّن يفزع من اربع كيف
--> ( 1 ) . آج ، لب : سيوم .